به کسی بر نخوره...!!!

به کسی بر نخوره ، بر نخوره
من یکی پنجرمو می بندم
این همه پنجره ی باز بسه
من به قاب آینه می خندم

به کسی بر نخوره ، بر نخوره
من یکی پیش خودم می مونم
در شب بی کسی و بی حرفی
برای دل خودم می خونم

یه قصه...

به هنگام بازديد از يك بيمارستان رواني،از روانپزشك پرسيدم:شما چطور متوجه ميشويد كه يك بيمار احتياج به بستري شدن دارد يا نه؟!؟

روانپزشك گفت:ما وان حمام را پر ميكنيم و يك قاشق چايخوري،يك فنجان و يك سطلجلوي بيمار ميگذاريم و از او ميخواهيم كه وان را خالي كند.

من گفتم:آهان! فهميدم... آدم عادي بايد سطل را بردارد چون بزرگتر است.

روانپزشك گفت: نه آدم عادي در پوش زير آب وان را بر ميدارد. شما ميخواهيد تختتان كنار پنجره باشد؟!؟