وقتی موبایل نبود...
خواستم شعری بگویم قافیه ها جور نشد
خواستم حرفی بگویم یارای سخن گفتن نبود
خواستم نثری بنویسم گفتند مگر تو ادیبی؟
اما من باید بگویم...نظر دارم...حرف دارم راجع به بدترین وسیله خوب دنیا
پس قلم به دست می گیرم با نام آن که توانم داد به قلم گرفتن و می نویسمش
یکی بود یکی نبود
ای کاش موبایل بود ای کاش موبایل نبود
ای کاش موبایل بود وقتی که باباها نبودند
بابا ها نبودند و تلفن همسایه رابط ما و جبهه ها بود
یکی می گفت:خوشحال رفتیم تا پای تلفن همسایه......اما دیگر بابا نبود
اگر موبایل بود پاکت نامه ها با فشردن یک دکمه به پرواز درمی آمد و نامه ی بابای دوستم بعد از تشییع پیکرش نمی رسید
ای کاش موبایل بود وقتی سنگینی بی سیم های بزرگ در گرمای جزیره مجنون بر دوش های خسته،اثر زخم می گذاشت
امروز موبایل هست ولی ای کاش نبود
قبول دارم که امروز بخشی از شکوفایی اقتصادی ما مدیون موبایل است.طبقات اختصاصی موبایل را در پاساژهای شهرم دیده ام
لبخند یکی از همین مغازه دار ا را تحمل کرده ام وقتی که می گفت:هزینه تعمیر این گوشی یازده دو صفر،سیزده هزار تومان است
قبول دارم که در جاده ها و تصادفات جان هزاران انسان را نجات داده است
قبول دارم که مهندسان،صاحبان حرفه ها و مشاغل،بازرگانان و اکثریت اقشار جامعه از موبایل استفاده مناسب و بهینه دارند
اصلا اصلاح می کنم
خوب است که موبایل هست اما
:اما شما هم قبول دارید که
ای کاش نبود خبر بر باد رفتن آبرو،احساسات و همه چیز دختر ساده و شاید عاشق و البته پایان اعتمادش
ای کاش نبود خبر پخش فیلم عروسی دختر خوب دانشگاه به جرم چادری بودن
ای کاش نبود خبر مجازات باندی که از استخر های زنانه فیلم تهیه کرده اند
لعنت به آن مگاپیکسل 5 لعنت به ازای هر پیکسل از بس که شفاف است
پدری خودش را نفرین می کرد.چهشده پدر جان؟پسرم برای المپیاد شیمی آماده می شد با یک گوشی مدرن تشویقش کردم تلاشمان هیچ شد
آخر چرا؟ ساعات خوش با جی پی آر اس
مادر میانسالی در زیز زمین بیمارستان پای دستگاه شستشوی ملافه ها با همکارش دردل میکرد:به خدا از دست معصومه ذله ام.غروب به غروب دو تومن می دهم برای کارت شارژ
چقدر خندیدیم به بلوتوثی که گرفتیم و پخش کردیم از تپق ها و اشتیاهات پیرمرد حاشیه نشین شهرمان که هیچ مشکلی با دشواری های محله اش نداشت و آن جا را درجه یک می دانست
از حوزه انسان هم پا را فراتر نهاده،زندگی و غرایز حیوانات را به تصویر کشیدیم....آفرین بر چشم تیز بینت ای بشر دو پا
از دستت خسته ام گالری تو هم از من دلگیری
قرار بود زیارت عاشورا و دعای عهد را در فایلی جدا ذخیره کنم.شاکی نباش،این از انتقال گزینه این هم گزینه مارک آل و درود بر گزینه حذف
آخیراً چه قدر بدم می آید از همه ی پیامک هایی که شروعشان با ترکه/لره/رشتیه و....است بخصوص لابه لای پیامک های خوب مناسباتی
دوست عزیز!تو مقصر نیستی.عملکرد من باعث شده که تو فکر کنی من از جوک لذت می برمو باز هم گزینه حذف
از بس که پررویی،بخش اول معادل فارسی ات هم خارجی است ای ناهمراه
من که دیگر همراه تو نمی شوم ولی تو را وادار می کنم که همراهم باشی
برو
با سرعت به پیش برو
اگر بگویند که موبایلی امده که با زدن یک دکمه تبدیل به تردمیل می شود من باور می کنم
ولی تو باور نکن که روزی دوباره بتوانی حافظه ام را ویروسی کنی مگر با پیامک های آلوده به ویروس غرور
خوشحال نباش آنتی ویروسش را دارم
با دوربین پیشرفته ات عکس های عزیزانم و گل را در حافظه ات پر می کنم
برو ای موبایل می خواهی باش می خواهی نباش
من تکلیفم را با تو می دانم
برگرفته از روزنامه جام جم
احمد ایثارگر